هنوز برای بخش معدن کم میگذاریم
خبر حرفه ای/نگاهی به سهم معادن و صنایع معدنی در سبد اقتصاد و تولید ناخالص داخلی کشور و مقایسه آن با سایر مولفه های اصلی حاکم بر اقتصاد کشور همچون سهم نفت و انرژی و کشاورزی ، نشان میدهد هنوز نتوانسته...
خبر حرفه ای/نگاهی به سهم معادن و صنایع معدنی در سبد اقتصاد و تولید ناخالص داخلی کشور و مقایسه آن با سایر مولفه های اصلی حاکم بر اقتصاد کشور همچون سهم نفت و انرژی و کشاورزی ، نشان میدهد هنوز نتوانسته ایم حق مطلب را برای معادن و بخشهای مرتبط با آن ادا کنیم و تا رسیدن به آنچه بایسته است ، فاصله زیادی داریم.
آمارهای موجود طی دهههای اخیر نشان میدهد سهم بخش نفت و انرژی در تولید ناخالص داخلی (GDP) ایران همواره بین ۲۰ تا ۳۰ درصد و سهم بخش کشاورزی بین ۹ تا ۱۲ درصد نوسان داشته است ، در حالی که این رقم برای بخش معدن بین یک تا ۳ درصد بوده است ، این در وضعیتی است که کشور ما جزو ده کشور اول جهان به لحاظ تنوع و گستردگی و میزان عناصر و معادن است و بر اساس رتبه بندی تحقیقات موسسه استاتیستا، که جزو مراجع آماری جهان است ،کشور ایران بعد از روسیه، ایالات متحده آمریکا ، عربستان سعودی و کانادا در رتبه پنجم کشورهای دارای بیشترین ارزش معادن و منابع طبیعی جهان قرار دارد.
این شرایط در حالی است که نگاه مسئولان عالی رتبه کشور و در راس آنان رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز همواره موید فعالسازی و توسعه بخش معدن به عنوان جایگزین بخش نفت بوده است ، آنچنانکه ایشان بارها در مناسبتها و جایگاه های گوناگونی همچون خطبه های نماز جمعه سال ۱۳۶۶؛ بازدید از شرکت مس سرچشمه در سال ۱۳۸۴ و تدوین و ابلاغ سیاستهای اقتصاد مقاومتی و برخی موارد دیگر همواره بر توسعه بخش معدن با ملاحظه ی جلوگیری از خامفروشی تاکید کردهاند، با این وجود در تحقق این توصیه ها به قول مولوی، شاعر بلند آوازه کشورمان ، همچنان اندر خم یک کوچه ایم... به چند دلیل زیر:
اولین مسأله ای که در بخش معدن جای کم کاری در آن دیده میشود ، کمبود اقدام برای توسعه زنجیره ارزش و صنایع معدنی در کشور است در واقع درباره این که ما چقدر از ثروتِ نهفته در زیر زمین را در داخل کشور خودمان «استخراج و فرآوری» میکنیم و چقدر از آن را به صورت «ماده خام» و با قیمت پایین صادر میکنیم، هنوز وضعیت مناسبی نداریم.در پاسخ به این سوال، باید میان «ارزش استخراج (در سطح معدن)» و «ارزش افزوده (در سطح صنایع فرآوری)»تمایز قائل شویم.
مسأله دوم تمرکز بر استخراج است
متأسفانه در اقتصاد ایران، زنجیره ارزش افزوده بخش معادن نسبت به ارزش خودِ بخش معدن (به معنای استخراج ماده خام) هنوز بسیار ناپخته و کوتاه است. تمرکز بر استخراج، موجب شده بخش عمدهای از فعالیتهای معدنی ما بر «استخراج ماده خام» (مثل سنگآهن، مس خام، سنگهای ساختمانی و…) تمرکز دارد. در این حالت، ما فقط ارزشِ «خاک و سنگ» را میفروشیم.
مسأله سوم خروج از زنجیره است، وقتی ماده معدنی به صورت خام یا نیمهفرآوری شده صادر میشود، ما در واقع اجازه میدهیم که «ارزش افزوده اصلی» (که در مراحل ذوب، ریختهگری، تولید محصولات نهایی و پسماند صنعتی است) در کشورهای دیگر ایجاد شود.
در این راستا باید جایگاه زنجیره ارزش افزوده در ایران در حوزه معادن را بهتر بشناسیم و برای اینکه جایگاه این زنجیره را دقیقتر ببینیم، باید به موارد زیر توجه کنیم:
الف) معادن با ارزش افزوده بالا (مانند مس و فولاد):در این بخش، ایران توانسته زنجیره ارزش را تا سطوح متوسط توسعه دهد (مثلاً تولید کابل مسی یا محصولات فولادی). در اینجا سهم ارزش افزوده نسبت به استخراج، نسبتاً خوب است.
ب) مواد راهبردی و خام (مانند سنگآهن و سنگهای ساختمانی):در اینجا زنجیره ارزش بسیار کوتاه است. ما حجم عظیمی از سنگ را استخراج میکنیم، اما فرآوری آن به محصولات با ارزش بالا (مثل گرانقیمتترین فولادهای آلیاژی) در داخل کشور بسیار کم است. در نتیجه، سهم ارزش افزوده در این بخش در مقایسه با حجم استخراج، بسیار پایین است.
ج) معادن کوچک و پراکنده: این بخش تقریباً فاقد زنجیره ارزش است و صرفاً به استخراج و فروش محلی یا نیمهخام محدود میشود.
و نکته پایانی اینکه باید بدانیم چرا زنجیره ارزش ما نسبت به حجم استخراج ضعیف است تا بتوانیم برای رفع این معضل اقدام اساسی کنیم:
چند دلیل اصلی برای این مسأله «خارج از زنجیره اصلی» وجود دارد:
1. کمبود سرمایهگذاری در صنایع پاییندستی: پول حاصل از استخراج، بیشتر صرف هزینههای جاری میشود تا اینکه در کارخانههای ذوب و فرآوری پیشرفته سرمایهگذاری شود.
۲-کمبود تکنولوژی: برای حرکت در زنجیره ارزش (مثلاً تبدیل سنگ به محصولات نهایی)، به دانش فنی و ماشینآلات بسیار پیشرفتهای نیاز است که در برخی بخشها با محدودیت مواجه هستیم.
۳ـهزینههای انرژی و زیرساخت: گاهی انتقال مواد معدنی از معدن به کارخانه فرآوری به دلیل نبود راهآهن یا هزینههای حملونقل، از نظر اقتصادی بهصرفه نیست، بنابراین تولیدکننده ترجیح میدهد همان سنگ خام را بفروشد.
و۴-ایجاد شرایط جنگی و تحمیل جنگ و تجاوز به برخی صنایع و زیرساختهای صنعتی کشور که طی چند ماه اخیر ایجاد شده و امید داریم هرچه زودتر با دفع شر و پشیمان سازی متجاوزان برطرف شود.
در مجموع باید گفت «سهم زنجیره ارزش افزوده در اقتصاد معدنی ما، نسبت به ارزش استخراج خام، همچنان پایین است.»در حال حاضر بیشتر نقش «تأمینکننده ماده اولیه» را در زنجیره جهانی ایفا میکنیم تا نقش «تولیدکننده محصول نهایی». برای بهبود این جایگاه، اقتصاد ایران باید از مدل «استخراج و فروش خام» به سمت مدل «صنعتسازی معدنی» حرکت کند تا به جای فروختن سنگ، محصولات گرانقیمتِ ساخته شده از آن سنگ را صادر کند، موضوعی که باید برای تحقق آن در همه سطوح مدیریتی عزم جدی و همت بالایی را مدنظر داشته باشیم و از شعارزدگی به اقدام و عمل واقعی برسیم.


بدون نظر! اولین نفر باشید