خبرحرفه ای/”سند آب” عبارتی است که از ششم مردادماه سال 1381 یعنی زمان تصویب« قانون تشویق سرمایه گذاری در طرح های آب کشور» به طور جدی در ادبیات مرتبط با حوزه نیرو و صنعت آب و کشاورزی و آبخیزداری کشور ورود کرد اما هیچ گاه طبق آنچه که در این قانون مدنظر بوده، اجرایی نشده است.ماده واحده این قانون برای تشویق سرمایه گذاران خصوصی و تعاونی برای سرمایه گذاری در طرح های آب و خاک مشوقی را باعنوان ” سند آب” درنظر گرفته است و بر اساس بند دوم این ماده واحده کلیه آب استحصالی به جز حقابه های موجود به سرمایه گذار{در طرح های آب و خاک مورد تایید وزارتخانه های نیرو و جهادکشاورزی} تخصیص می یابد و سند آب صادر می شود…
“سند آب” در واقع مجوز برداشت از آب استحصال شده از طرح های آب و خاک است که توسط سرمایه گذار بخش خصوصی و تعاونی به سرانجام رسیده است و درنتیجه متناسب با حجم آب استحصال شده و کسر حقابه هایی که باید به سایر بخشها تعلق یابد، اجازه برداشت آب را به سرمایه گذار بخش خصوصی می دهد که برای آبادانی طرح های خود به کار گیرد و بدین ترتیب سرمایه گذار می تواند مزد بخشی از تلاشهایی که برای به ثمررسیدن فلان طرح آب و خاک انجام داده است را با برداشت آب با مجوز حاکمیت در قالب سند آب بگیرد و صرف توسعه طرح های خود کند اما برخی از شواهد موجود نشان می دهد این ظرفیت قانونی نه تنها در کشور اجرایی نمی شود بلکه برخی از سرمایه گذاران در طرح های آب نیز نتوانسته اند به حق قانونی خویش متناسب با چیزی که در مجلس به تصویب رسیده و در شورای نگهبان نیز تایید شده است (یعنی قانون تشویق سرمایه گذاری در طرح های آب کشور) دست یابند.
ممکن است با این استدلال که کشوردرگیر خشکسالی بی سابقه است و منابع آبی جزو انفال و متعلق به همه مردم هستند، مخالفتهایی با تعلق گرفتن این منابع آبی به بخش خصوصی وجود داشته باشد اما درواقع قانونگذار با تصویب چنین قانونی خواسته است از بخش خصوصی برای توسعه بیشتر طرح های آب و خاک و ایجاد منابع جدید آبی بهره بگیرد و پس از برداشت حقابه خود و بخش های مورد نظر، مزد زحمات سرمایه گذار را نیز بدهد و مسلم است که در چنین شرایطی صدور سند آب نه تنها موجب محدودیت منابع آب نیست بلکه محصول منابع آبی جدیدی است که با همت سرمایه گذاران استحصال شده است. اینجا نیز یک پرسش دیگر به وجود می آید که مگر منابع آب جدید در این شرایط خشکسالی بی سابقه نیز ممکن است وجود داشته باشد که سرمایه گذاران بتوانند آنها را استحصال کنند؟ پاسخ به این پرسش نیز در وسعت عظیم جغرافیایی ایران با تنوع اقلیمی گسترده آن ؛ مثبت است، به گونه ای که حتی در خشک ترین نقاط کشورمان یعنی نواحی کویر مرکزی ایران نیز چنین زمینه هایی برای سرمایه گذاری وجود دارد، مثلا از حدود ده سال پیش به دلیل معضل تغییر اقلیم؛به طور معدود بارندگی های سیل آسایی در نواحی کویر مرکزی مانند حوالی جاده نایین به انارک روی می دهد به طوری که حجم آبی که در گذشته به مرور می باریده در یک یا دو بارش روانه این مناطق بیابانی می شود که به همین دلیل گاهی شاهد خسارتهایی به جاده نیز بوده ایم و بعد این حجم عظیم آب بدون هیچ بهره برداری و حتی گاهی پس از ایجاد خسارت به زمین فرو می رفت اما اکنون با انجام برخی از طرح های آبخیزداری و کشاورزی با مشارکت بخش خصوصی ازجمله احداث بند آبخیزداری مهار سیلاب و تغذیه مصنوعی سفره های زیرزمینی شرایطی برای استفاده بهتر از منابع آبی ناشی از سیلابها و بهبود کیفیت آب چاه های کشاورزی از طریق تغذیه مصنوعی سفره های زیرزمینی به وجود آمده است..
نمونه های فراوانی از این جنس در گستره عظیم جغرافیایی ایران وجود دارد اما آنچه که به سرمایه گذاران انگیزه می دهد که برای آبادانی بیشتر این آب و خاک و ایجاد منابع آبی جدید وارد عمل بشوند، احیای آن چیزی است که 23 سال پیش با عنوان “سند آب” در قانون مورد تصویب قرار گرفته اما همچنان اجرایی و ترویج نمی شود و اکنون که معضل کم آبی با توجه به مشکلات پدیده تغییر اقلیم بیش از گذشته کشورمان را رنج میدهد زمان مناسبی برای آشتی بین بخش خصوصی و تعاونی فعال در صنعت آب با متولیان این حوزه برای مواجهه با چالش کم آبی است.
نویسنده: حسین بردبار یزدی


بدون نظر! اولین نفر باشید