فرصت تحمیل صلح به دشمن متجاوز را دریابیم!
خبرحرفه ای/ تردیدی نیست که دشمن متجاوز آمریکایی –صهیونی پس از 40 روز مقاومت ملت ایران دریافت که دچار خطای محاسباتی شده و قادر نیست حکومت جمهوری اسلامی ایران را تغییر دهد، اما در این هم تردیدی نیست که...
خبرحرفه ای/ تردیدی نیست که دشمن متجاوز آمریکایی –صهیونی پس از 40 روز مقاومت ملت ایران دریافت که دچار خطای محاسباتی شده و قادر نیست حکومت جمهوری اسلامی ایران را تغییر دهد، اما در این هم تردیدی نیست که ارتش ایالات متحده تحت رهبری رییس جمهوری متوهم و به تحریک لابی صهیونیسم می تواند خساراتی به اقتصاد و زیرساختهای کشور و زندگی مردم وارد کند که جبران آن زمانبر و هزینه زاست، هرچند که درپاسخ ضربات مهلکی از نیروهای مسلح مقتدر کشورمان دریافت خواهند کرد و به تعبیر رهبر شهیدمان قوی ترین ارتش دنیا هم ممکن است آنچنان سیلی محکمی بخورد که نتواند از جایش بلند شود؛ اما عقل سلیم حکم می کند که تا آنجا که می شود جلوی ایجاد خسارت بیشتر برای زندگی ایرانیان و پیشرفت کشورمان را بگیریم و بهانه تجاوز بیشتر را با تحقق سریعتر فرصت صلح از دست دشمن برباییم، دراین راستا توجه همزمان به دو موضوع زیر ضروری است:
اول افزایش بازدارندگی از طریق ارسال نشانه های هدفمند و قوی برای دشمن که اگر بخواهد دست از پا خطا کند؛ پاسخ ما ویران کننده و رعب انگیزتر از تهدیدات آنان است؛ به ویژه لازم است در پاسخ به هر پست تهدید آمیزی که از طرف رییس جمهور فریبکار آمریکا در فضای مجازی منتشر می شود ؛ تهدیدی جدی تر از طرف نیروهای مسلح یا مراجع ذی صلاح دیگر مطرح شود و به عبارتی ترامپ باید بداند که تهدیدات او بی پاسخ نمی ماند که خوشبختانه یکی از نمودهای این موضوع در بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سالروز شکل گیری این نهاد مقدس قابل مشاهده بود.
دوم تلاش بیشتر برای تحقق صلح پایدار با بده بستان هایی در فضای دیپلماسی؛ به عبارت بهتر برای جلوگیری از گسترش جنگ در منطقه و کشورمان چاره ای جز دادن یکسری امتیازات و گرفتن یکسری مزایا و منافع برای ملت ایران نیست؛ درغیر این صورت تردیدی نیست که رژیم صهیونیستی دنبال فرصتی برای ضربه زدن بیشتر به زیرساختهای حیاتی کشورمان است و برای این رژیم گذشتن از هیچ خط قرمزی برای تحقق این هدف اهمیت ندارد؛ هرچند که زیرساختهای اسراییل که حدود 70 برابر کوچکتر از ایران است، به مراتب آسیب پذیرتر است؛ اما نخست وزیر و برخی از مسئولان جنگ طلب این کشور ، راه نجات خود از غرق شدن در پرونده های سیاسی و فساد اقتصادی که دارند را در شعله ور ساختن آتش جنگ در منطقه می دانند، درچنین فضایی برای گرفتن بهانه از دست دشمن باید از یکسری امتیازات گذشت و درعوض به امتیازات و مزایای جدیدی در حفظ آرامش و امنیت در منطقه و کشور دست یافت…
این که از چه امتیازاتی درگذریم و در ازای آن چه به دست آوریم مهم است و تردیدی نیست برخی از موضوعات مانند توان دفاعی و موشکی کشور قابل مذاکره نیست اما با تحلیل محتوای مطالبی که ترامپ درباره انگیزه اش از این جنگ ویرانگر تاکنون مطرح کرده است می توان دریافت که او همواره یکی از تاکیدات و انگیزه های اصلی اش را عدم دستیابی ایران به سلاح هسته ای جلوه می دهد، گرچه عقلای جهان می دانند که این موضوع صرفا بهانه ای برای توجیه جنگ افروزی های اوست و جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه به دنبال سلاح هسته ای نبوده و حتی با آموزه های دینی و فتوای رهبر شهیدمان نیز سازگاری ندارد ولی دستگاه دیپلماسی کشور می تواند با اقداماتی چنین بهانه ای را از ترامپ بگیرد و زمینه صلح را فراهم کند اما چگونه؟..
اگر نگاهی به رفتار آمریکایی ها در جنگ 12 روزه و جنگ اخیر بیندازیم می توان دریافت که بیشترین تلاش آنان طی این دوجنگ-در راستای همان شعار ترامپ برای عدم دستیابی ایران به سلاح هسته ای-درجهت از بین بردن یا جابجایی بیش از 400 کیلوگرم اورانیوم با غنای بیش از 60 درصدی بوده است ، آنچنان که در جنگ 12 روزه اقدام به بمباران مراکزی کردند که به زعم خودشان موجب دفن این منابع شد یا در جنگ تحمیلی سوم برای تحقق این هدف افتضاح طبس 2 را به وجود آوردند. درچنین فضایی امکان اقدامات دیگری در آینده نیز از رییس جمهور متوهم آمریکا و لابی صهیونیستی برمی آید و به نظر می رسد اگر دستگاه دیپلماسی یکی از محورهای اصلی مذاکرات صلح را در آینده و درصورت تحقق شرایط این مذاکرات ازجمله رفع محاصره دریایی کشورمان ؛ در ارتباط با منابع اورانیوم با غنای 60 درصدی قرار دهد، به نوعی دست روی موضوع مهمی برای آمریکایی ها گذاشته است و جادارد سیگنالهایی را نیز در همین ارتباط از الان به آنان نشان دهد که این موضوع قابل مذاکره است، چرا که گرچه این منابع حاصل زحمات فراوان دانشمندان و صنعت هسته ای کشورمان است اما اگر مذاکره درباره آنها بتواند صلحی پایدار را به دشمنان ما تحمیل کند، ارزشی بالاتر برای همه ایرانیان و محور مقاومت و ملتهای منطقه فراهم کرده است؛ درچنین فضایی می توان حفظ غنی سازی اورانیوم با غنای مورد نیاز برای سوخت نیروگاه ها را در ازای رقیق کردن اورانیوم 60 درصدی به غنای پایین تر مثلا 20 درصدی برای مصارف خاص صلح آمیز با نظارتهای بین المللی ؛قابل مذاکره دانست و به دشمن پیشنهاد داد و… که البته جزئیات فنی این پیشنهادات باید توسط کارشناسان سازمان انرژی اتمی و مراجع ذیربط مورد ارزیابی قرار گیرد و سپس اعلام شود.
نحوه بازگشایی تنگه هرمز نیز از دیگر موضوعات مورد علاقه ی آمریکایی ها و شخص رییس جمهور متوهم ایالات متحده است آنچنان که دریکی از سخنرانی هایش تنگه هرمز را تنگه ترامپ نامید و در پستی در فضای مجازی آتش بس دو هفته ای را منوط به بازگشایی تنگه هرمز قلمداد کرد که البته در عمل به دلیل اقدام خصمانه محاصره دریایی کشورمان نتوانست به همین هدف نیز دست یابد اما می توان درباره نحوه بازگشایی تنگه هرمز در راستای منافع ملی کشوربه شرط تحقق صلح پایدار در کل منطقه پس از اقدام آمریکایی ها به رفع محاصره دریایی کشورمان مذاکره کرد و البته تردیدی هم نیست که این بازگشایی منوط به تحقق عبور بدون ضرر و صرفا برای کشتی های تجاری و به دور از هرگونه ماجراجویی نظامی برای دشمن و هم پیمانان او خواهد بود.
به هرحال تداوم بسته ماندن تنگه هرمز ممکن است کشورهای منطقه را به سمت راه های دورزدن یا ایجاد ائتلاف برای بازگشایی آن سوق دهد که البته خودشان می دانند هرکدام از این اقدامات چه هزینه های فراوانی برایشان در پی خواهد داشت اما بهتر است تا واکنش احمقانه ای از سوی دشمن و هم پیمانانش سر نزده از فرصت آتش بس استفاده کنیم و برای تحمیل صلحی پایدار به دشمن از طریق بده بستانهایی در فضای دیپلماتیک برای منطقه و کشورمان زمینه سازی کنیم.


بدون نظر! اولین نفر باشید